بيشتر مربوط به تاريخ باواريا، اتريش و بوهمياست‌.
مارتين تروپاوي‌، كه او را به غلط مارتين لهستاني مي‌نامند، جدول تاريخ پاپ‌ها و امپراتوران را تنظيم كرد. اين جدول با وجود نقصي كه داشت رواج فراواني يافت‌.
ز) مجارستان‌. سيمون كِزايي تاريخ هون‌ها و مجارها را از زمان نمرود تا 1282، نوشت‌.
ح‌) اسكانديناوي‌. از همه‌ٴ آثار تاريخي قلمرو مسيحيت آثار استورلا ثوردارسُن‌، برادرزاده‌ٴ اسنوري استورلوسُن‌، جالب‌تر است‌. او تاريخ خانواده‌ٴ عالي‌مقام خويش‌، و بعد از آن تاريخ‌ شاهان نروژ، يعني هاكُن هاكنارسُن و ماگنوس هاكنارسُن را به زبان ايسلندي نوشت‌. تاريخ‌هاي‌ ديگري از همان ايام‌، از قبيل تاريخ دانمارك يا جزاير اوركني هم به همان اندازه در خور توجه‌ است‌، ولي نام موٴلفان آنها را نمي‌دانيم‌. همه‌ٴ اين آثار با واقع‌بيني‌، صراحت‌، و ايجاز نوشته شده‌، كه واقعاً دل‌چسب است‌.
2. مسيحيان شرقي‌. الف‌) بيزانس‌. ميان اين تاريخ‌هاي ساده و خشن ايسلندي و تمرين‌ سخنوري تئودوروس لاسكاريس دوم چه تفاوت فاحشي وجود دارد و اين تنها يك اختلاف‌ ادبي نيست‌، چون اين امر اختلاف دو نوع تمدن را نشان مي‌دهد. امپراتور تئودوروس فضايل‌ امپراتور فردريك دوم‌، پدرش ايوانس دوكاس باتاتزِس‌، گريگوريوس آكروپوليتس و غيره را نوشت‌، و اگر مرگ زودرسش نبود، شايد آثار بيشتري به‌جاي مي‌گذاشت‌.
گريگوريوس آكروپوليتس ذيل تاريخ نيكتاس آكوميناتوس يعني رويدادهاي سال‌هاي‌1204ـ 1261، دوره‌ٴ امپراتوري لاتيني را نوشت‌، و گيورگيوس پاكيمرِس رويدادهاي سال‌هاي‌1261ـ 1308، را. طبعاً قسمت مهمي از اين تاريخ به بحث‌هاي ديني اختصاص دارد كه موجب‌ اشتغال و ستروني ذهن بيزانسيان شده بود.
نيكه‌فوروس بلمودس شرح احوال خود را نوشت‌. فرمان‌هاي تأسيس صومعه‌ها توسط ميخائيل پالئولوگوس هم حاوي اطلاعات حسب حالي و تاريخي است‌.
ماكسيموس پلانودِس شرح حال بطليموس را نوشت‌، جُنگي از منتخبات تاريخي تدوين‌ كرد، و گزارش جنگ گالاتياي قيصر را به يوناني برگرداند.
ب‌) ارمني‌. تعداد زيادي از تاريخ‌هاي ارمني متعلق بدين عصر، است‌. سيرياكوس گنجوي‌ خلاصه‌ٴ تاريخ ارمنستان را از زمان گريگور روشنگر تا عصر خويش نوشت‌، كه شامل شرح انهدام‌ شهر آني به دست مغول‌، در سال 1239، و شرح سفر شاه هايتون به مغولستان است‌. يكي از هم‌درسان سيرياكوس به نام مالاكياي راهب تاريخ ارمنستان را از حمله‌ٴ مغول تا سال 1271، نوشت‌. وارطان كبير سبب شد تا تاريخ ميشاييل مهتر از سرياني به ارمني ترجمه شود (ممكن است‌ او خود آن ترجمه را تلخيص كرده باشد). هم‌چنين‌، تاريخ عالم را تا حدود سال 1270، نوشت كه‌ طبعاً تاريخ ارمنستان نقطه‌ٴ ثقل آن بود. استپان اُربليان تاريخ خاندان عالي‌مقام خود را نوشت‌، كه از